پارک
...
برگ
ها رقصان و عشوه گر چرخ مي خورند و
كنار من روي زمين ميخرامند غروب
تابستونه و جيرجيرك هاي پارك همچنان سرود ميخونن. عده اي هم اون گوشه خلوت پارك ليس
پس ليس بازي بازي مي كنن – همون بيخ ديواري- بچه نيستن مرداي بزرگن و اينجوري قمار
مي كنند مي دونين خيليش خوبه آدم جربزه قمار رو داشته باشه.
خيلي
وقت بود اينجا نيومده بودم و اگه فشار تموم شدن اين ترجمه نبود الان توي چرت
بعدالظهر بودم جالبه اسب و كالسكه هم اوردن ..... چقدر ديدن زيبايي هاي اين دنيا
ارزونه! صداي كلاغ ها هم مياد دارن همديگه رو براي زود رسيدن به خونه صدا مي كنن
اگه برسن. محتاط تر از اين حيوون نديدم
طماعي كه اصلن ريسك نميكنه " الاحتياط طريق النجاة" بوي خاك خيس خورده به مشامت ميرسه بوي رطوبت. جيغ بچه هاي كوچيك گاهي هم
صداي دوچرخه سوارا كه تند رد مي شن و يا گروه فوتباليست هاي جوون كه هر يك ربع يه
بار پارك رو دور مي زنن و چي مي گن "تست كوپر" مي دن شنيده مي
شه.
ولي
اينجا سكوت از همه چيز بيشتره. سكوت و همين سكوته كه منو آروم كرده. باز قمار بازا
دعواشون شده " سه ساعته بازي كردم 5 دقيقه نيومده مي گه صاف" با اينكه دوره صداي
قران قبل از اذون مغرب از محل قديمي كنار پارك بگوش مي رسه ولي صداي تسبيح جيرجيرك
ها بلندتره. صداهاشون با هم فرق داره گمونم ذكراشون متفاوت باشه كاش بشه همينجا يه
چرتي بزنم.
دراز
مي كشم و حالا مورچه ها رو مي بينم اينا ساكت ترين و در عين حال پركارترين ساكنين
هستند. همين الان يكيشون رو محترمانه از پشت گوشم انداختم پايين. باز دعواي آقايون
بالا گرفت... خوبه اين ديكشنري ساده گوشيم هست تو اين لحظه هاي بي رفيقي. راستي شما
اين رو چي معني مي كنين normative
organizational
commitment ..... اي بزرگ! "سجد لك فوادي وخيالي و
بياضي"
...


