...
این
مرد خودپرست
این
دیو، این رهاشده از بند مستِ مست
ایستاده
روبروی من و خیره در من
است!
گفتم
به خویشتن: آیا توانِ رستنم از این نگاه هست؟
مشتی
زدم به سینه ی او
... ناگهان، دریغ!
آئینه ی تمام
قد روبرو شکست!
..........
حميد
مصدق

!! نوشته شده توسط زیتون
| 18:9 | چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
•